برچسب:
نویسنده: سپیده محمودی
برچسب:
نویسنده: سپیده محمودی
باید کاماکان زیست اما مرد با نیشخندی بغض خود را خورد
#احسان_افشاری
برچسب:
نویسنده: سپیده محمودی
برچسب:
نویسنده: سپیده محمودی
برچسب:
نویسنده: سپیده محمودی
برچسب:
نویسنده: سپیده محمودی
یا از نظر من ناب نیست؟
هیچی مثل آهنگ سوء ظن نمیشه
اصلا از زمانی که آهنگ شروع میشه آدم حالش عوض میشه
از زمانی که این اهنگ اومد بیرون ... فکر کنم 3 سال پیش ... هربار گوش میدم بازم برام تازست
+ الان نرید اهنگو گوش بدید بیاید اینجا بگید عاشق شدی :/
برچسب:
نویسنده: سپیده محمودی
هواهم خیلی سرد شده
منم میخواستم برم بیرون :(
+ نمیدونم چرا هر روز فروشگاه رفاه بهم پیام میده قیمت رب گوجه هاشو بامن در میون میزاره :/
برچسب:
نویسنده: سپیده محمودی
مگه من همین رو نمیخواستم؟
شاید الان نه
شاید...
چرا بهم ریختم؟
باید خوشحال بشم؟
خدایا من نمیدونم داری چیکار میکنی...
برچسب:
نویسنده: سپیده محمودی
ینی حافظه در حد ماهی ...
+ یکی از شاگردا تو تلگرام پیام داده خانوم فلان شاگرد منو بلاک کرده ...
به درجه ای از اقتدار رسیدند که از جنگ کلاسی به جنگ سایبری رو اوردن :/
برچسب:
نویسنده: سپیده محمودی
ولی چند وقته اهنگای سنتی رو ترجیح میدم... در حد خوردن بستنی عسلی حالمو خوب میکنند و یک لبخند ناخواسته بر لب...
باید مرور کنم ببینم تازگی ها چیزی به سرم نخورده!
برچسب:
نویسنده: سپیده محمودی
برچسب:
نویسنده: سپیده محمودی
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب:
نویسنده: سپیده محمودی
برچسب:
نویسنده: سپیده محمودی
برچسب:
نویسنده: سپیده محمودی
اون اتاقه بود که عکسشو گذاشته بودم یه پنجره داشت
خب؟
حالا زیر اون پنجره یه تخت تصور کنید که روش دراز کشیدید
و باد خنکی می وزه و میخوره به صورتتون
وقتی باد به پرده ها میخوره و کنارشون میزنه آسمان تاریک شب رو کامل میبینید
همزمان هندزفری ام تو گوش
و آهنگ خدایا مرسی از حسین تهی پلی میشه
ساعت 00:53
:)
برچسب:
نویسنده: سپیده محمودی
برچسب:
نویسنده: سپیده محمودی
برچسب:
نویسنده: سپیده محمودی
برچسب:
نویسنده: سپیده محمودی